ديدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود.
افتاد.شکست . زير باران پوسيد
آدم که نکشته بود .
عاشق شده بود

?فرشاد | پیوند | 5/6/1388 | 5 نظر | ارسال نظر
نظر | 7/3/1388
سلام دوست من منم تو این وادی سر در گمم
واقعا وقتی روح می ناله آدم باید بکی تکیه کنه
متنت خیلی تاثیر گذاربود امید وارم آسمون دلت یه روز آبی بشه اونقدر آبی که توش پرواز روبا تمام وجودت حس کنی
نظر | 7/3/1388
سلام دوست من منم تو این وادی سر در گمم
واقعا وقتی روح می ناله آدم باید بکی تکیه کنه
متنت خیلی تاثیر گذاربود امید وارم آسمون دلت یه روز آبی بشه اونقدر آبی که توش پرواز روبا تمام وجودت حس کنی
نظر | 7/22/1388
الهه گفت:
سلام اپم سر بزنید

منتظرم
نیایین گیه می کنماااااااااااااااااااااااااا
... | 8/1/1388
من که می ترسم از هجرت دوست کاش میدانستم روزگاری که به هم نزدیکیم چه بهایی دارد
.. | 8/1/1388
سلام دوست عزیز
وبلاگ جالبی داری
من شما رو لینک کردم
خوشحال میشم
شماهم منو لینک کنی