نمی دانم بذر عشق تو را،

دستان کدام باغبان در کویر قلبم پاشید

که شمیم آن، همه ی فاخته ها و لادن ها را مست کرد.

نمی دانم طراوت کدامین اقاقی را

پیشکش رویاهای آبی ام کردی

که کلبه ی ویران شده ی دلم،

بهشت همه ی پروانه ها شد.

بگذار در آرامش دریا گونه ات غرق شوم

و در احساس نقره ای ستاره ات تکثیر یابم

تا شاید از زندگی،

تبسمی سبز هم نصیب من شود...

?فرشاد | پیوند | 12/9/1387 | 0 نظر | ارسال نظر