|
اس ام اس های عاشقانه عکس های عاشقانه متن ها و داستان های عاشقانه
انقدر بغزمو پنهون کردم از تو از اون روزی که تو رفتی مریضم
|
|
خداوندا اگر روزی بشر گردی زحال ما باخبر گردی پشیمان میشدی از قصه خلقت از این بودن از این بدعت خداوندا نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساسات سرشار است
|
||
|
بگذاز که صادقانه یگویمت که خسته ام ...... حق با تو بود از غم غربت شکسته ام
|
||
|
چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواند
چه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنود و چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . . |
||
هستی و دارم می بینم ..بودنت رودیدنت روداشتنت رورفتی و حالا می بینمرفتنت رو..
|
||
|
حرفی برای فریاد، چون غسل در تن باد
مانند شبنمی بر، گلبرگهای میعاد یک شعر ز غم گرفتن، در قحطی شکفتن یک شکوه نامه از من، از خود به خود نوشتن اشکی به پاکی رود، جاری شد و بیاسود از تن خسته کم کرد، اما به درد افزود بغض شکسته بی باک، می ریخت بر تن خاک گذشته، اما در یاد، مونده یه شعر غمناک هر برگ یاد دردیست، هر سطر یاد اشکیست هر حرف نانوشته، یاد یه مرگ سمی است در هر کلام خسته، دریای غم نشسته این شعر خیسو بنگر، از غم من شکسته |
||
|
واسه عاشقونه خوندن، یکی با من همصدا نیست
واسه دریای تو شعرام، سایه ی یه ناخدا نیست
من رسیدم به خجالت، زین همه چهره صد رنگ
توی این خرابه آباد، یه نگاه بی ریا نیست
این همه چشم غریبه، زل زدند به چشم خسته ام
توی این غربت دیده، یه نگاه آشنا نیست
همه غرق شادی و شور، همه لبریز غرورند
چرا جای پای شادی، یه قدم هم این ورا نیست
واسه از عشق تو مردن، من دیگه جونی ندارم
دیگه حتی دل تو هم، این روزا به فکر ما نیست
من دیگه خسته شدم از، توی انزوا دویدن
واسه به غایت رسیدن، یکی با من پا به پا نیست
همه جا سرد و سیاهه، شب و روز فرقی نداره
دیگه توی آسمون هم، ردی از ستاره ها نیست
میون این همه خار و میون این همه خاشاک
یه شقایق موند که اون هم، دیگه فکر عاشقا نیست
پر دیو درد و غصه است، قصه های شب بابا
دیگه توی قصه ها هم، نقشی از فرشته ها نیست
زیر آوار مصیبت، زندگی لطفی نداره
دیگه هیچکی مثل غمهام، موندگار و با وفا نیست
گلا پژمرده و خشکند، زیر رگبار شقاوت
دیگه جز خار و غم و درد، هیچ گلی تو گلدونا نیست
نفسم گرفت تو سینه، از هجوم سرد طوفان
دیگه تو نقش سحر هم، یه نسیم گذرا نیست
همه جا سکوت محضه، همه نعره ها خموشند
جز صدای رفته بر باد، یه نماهنگ یه نوا نیست
دیگه رقص نور خورشید، به دلا جلا نمی ده
چیزی جز دو چشم جغدا، نور این شب سیاه نیست
روی زخمم جای مرهم، همه درد و همه کینه است
واسه یه دل شکسته، هیچی این روز دوا نیست
توی این کویر دلها، زیر زنگار مکافات
عاشقی و دل سپردن، چیزی غیر از اشتباه نیست
توی این قفس اسیرم، میمیرم تا جون بگیرم
به خدا قسم که اینجا، یاوری بجز خدا نیست
قسمتم زجره و ماتم، دوری و بی کسی و غم
سهم من از این زمونه، چیزی غیر از انزوا نیست
توی چشمای سیاهت، که من و از من گرفتند
دیگه مثل روز اول، اون صداقت، اون حیا نیست
توی اندیشه ی آینه، یاد چشمای تو مونده
توی افکار گسسته ام، چیزی جز فکر شما نیست
توی ویرونه ی قلبم، جز فغان چیزی ندارم
چیزی جز آذر و آتش، توی این ظلمت سرا نیست
دل خوارم، دل زارم، پر فقر و پر عجزه
مثل تو ای دل غافل، بی کس و بی دست و پا نیست
همربونی دیگه مرده، توی قلب سنگ مردم
مهر و ایثار و محبت، جاش دیگه توی دلا نیست
هر چی فریاد می زنم من، چرا قسمت من اینه؟
واسه فریاد دل من، یه جوابی پس چرا نیست؟
|
||
|
من که می ترسم از هجرت دوست کاش میدانستم روزگاری که به هم نزدیکیم چه بهایی دارد *اینو یکی از دوستای گلم برام نوشته * |
||
![]() |
||
|
ديدی غزلی سرود؟ |
||
|
شده يه چيزي تو دلت سنگيني كنه....؟؟؟خيلي سخته ادم كسي رو نداشته باشه...
مگه چند بار اشك هاي شبونش رو پاك كرده...؟! بهش محل هم نداده تا رفته گريه كنه زود تر از اون بساط گريه اش رو پهن كرده تا كم نياره ... خيلي سخته ادم خودش به تنهايي خو كنه اما دلي داشته باشه كه مدام از تنهايي بناله... خيلي سخته ادم ندونه كدوم طرفيه؟! خيلي سخته ادم احساس كنه خدا انو از بنده هايش جدا كرده ... خيلي سخته ندوني وقتي داري با خدا درددل مي كني داره به حرفات گوش مي ده يا ... پرده ي گناهات انقدر ضخيم شده كه صدات به خدا نمي رسه.... ؟!
|
||
|
راه دور است و پر از خار بيا برگرديم سايه مان مانده به ديوار بيا برگرديم هر زمانی که تو قصد سفر از من کردی گريه ام را تو به ياد آر بيا برگرديم اين کبوتر که تو اينسان پر و بالش بستی دل من بود وفادار بيا برگرديم ترسم اينجا که بسوزد پر و بال عشقم يا شود حاصل تکرار بيا برگرديم يک غزل نذر نمودم که برايت گويم گفتم آنرا شب ديدار بيا برگرديم باز گفتی که برايم غزل از عشق بگو يک غزل ميخرم اينبار بيا برگرديم من که عشقم به دو چشم تو دخيلی بسته است عشق من را مکن انکار بيا برگرديم |
||


